Nejat.info

آگاهى بخشيدن و شفافيت باور ماست

سايت خبرى     نجات            

 

www.nejat.info

http://nejat.9online.fr

 

 

 

 

 

ما , فدراتيو يا خودمختارى !

رسول عباسى

rasulabbasi@yahoo.com

بيست مهرماه سال 1381

 

نمىدونم  چرا بسيارى از بحثهاى روز  منو  با  گذشته , با زندان و يا عراق پيوند مىزنه !  شايد يكى از علتهاش اين باشه كه اين موضوعها داراى سابقه بوده و من هم به آنها فكر كرده ام و بحثها و مجادله ها سر اين مسائل داشته ام . بگذريم !  نا خواسته بحث امروزمان هم منو به دوران صباوت و تك سلوليهاى زندان برد و البته رفتن به عراق و يادى از مسائل آن نيز اجتناب ناپذير مىنمايد .

دوران ممنوعيت ملاقات و شرايط سخت انفرادى در تابستان سال 67 را مىگذارندم و از مهندس خاوندگار سابقا نيز گفته ام كه هم سلوليم بود كه اون وقتها فقط پسرش احسان رو داشت و با ياد اون لحظات تلخ زندان رو برام شيرين مىكرد و روزهاى طولانى تابستان برايمان كوتاه مىشد !  دريغا كه امروز من نمىتوانم همچون مهندس كه در زندان بياد فرزندش در آزادى بود باشم !  كيانا دختر كوچك من است  و من بر خلاف مهندس كه در ياد احسانش بود , در گريز از تلخ كامى بياد كيانا نيستم !  اگر كامى باشد !!  و چهره و تصوير كيانا رو فراموش ساخته ام و بر خلاف مهندس كه داراى حافظه خوبى بود من حافظه چندانى ندارم لذا ادا و اطفالى از كيانا نيز بخاطرم نمىياد !  از يك كودك 8 ماهه  چه مىتوانم به ذهن بسپارم در حالى كه از آن 8 ماه نيز چند ماهى رو من به جهت زندانى بودن نزدش نبودم تا لذتى از مهر فرزندى به دل گيرم !  و چقدر محتاط بودم  كنار دخترك بزرگم  كه 9 سال داشت زياد كيانا رو نبوسم , مبادا طفلى شيما حسد برد كه پدرش در روزگار سن او نزدش نبوده تا كه او را نيز غرق بوسه سازد . و اين شيما عجب طالعى داشته , تا چشم باز كرد پدرش زندانى و او با عكس پدرش كه مىگفتند مسافر عراق است بزرگ شد و امروز نيز باز او تنهاست !  پدرش مسافر تبعيدى و مادرش زندانى و اسير ستم . بگذريم از غليان بحق احساس و عواطف انسانی !  داشتم از مهندس می گفتم که حافظه خوبی داشت و شرايط سخت زندان رو با يادی از شعرهای حافظ و مولانا قابل تحمل می نمود و چاره ای نيز جز تحمل نبود !  حضور کوتاه مدت عباس محمدی ، شهروند کردی از اهالی تکاب که در سربازگيری به اتهام مشکوکيت !  طی شکی بازداشت شده بود ,  بهانه ای شد برای بحث کردستان !  لذا از شورشی زمان رضاخان گرفته تا قاضی محمد در زمان استالين و به روزش که قاسملو و عزالدين حسينی ،  مورد مو شکافی قرار می داديم و در بحث خودمختاری که حزب دمکرات کردستان خواستار آن بود من در نظراتم چنين حرکتی را مکری برای تجزيه ايران می پذداشتم و پيش درآمدی برای ادعای استقلال !  و مهندس نظرش اين بود که خودمختاری آنطور هم که من فکرش رو می کنم بد نيست و مثلا کشور آلمان فدرالی اداره می شود و شايد اشاره ای هم به کانادا داشت و اگر هم نداشته باشد امروز من اشاره ای به مثلا ايالت کبک در کانادا می کنم !  اما آنچه منو در اين مقايسه راضی نمی ساخت تفاوت سطح آگاهی های اجتماعی در جامعه غربی با جامعه سنتی و شرقی ما بود و از سوی ديگر در بحث منافع مردم غرب امور را به سهولت درک کرده و زود مسائل را هضم می کنند . و از سوی ديگه بحث ,  بحث ساختارهای اجتماعی و مسائل فرهنگی بود و از طرفی بحث خشونت !  به هرحال در آن مقطع من با اداره فدرالی و يا اعطای خودمختاری به کردستان و يا هر نقطه ديگر از اِيران مخالف بودم و اين را نيز حق شهروندی خويش می دانستم و از طرف ديگر جنبشهای کردی را نيز برخواسته از بستر کردستان و اهالی آن ارزيابی نمی کردم و عموما آنها را پديده ای متاثر از بيگانه می يافتم که در مقاطعی از شرايط زمانی در حاليکه اوضاع کشور به لحاظ اقتدار مرکزی به هم می ريزد بيگانگان در جهت مطامع خود وارد صحنه می شده اند و با تحريک عده ای اهداف خودشان را پيش می برده اند .  با اين حال فقط مخالف با خود مختاری بودن و يا فدرالی اداره شدن مشکلی را حل نمی کند صحبتی که رفت مربوط به 15 سال قبل بود و امروز هم من با بحث خودمختاری و يا فدراسيون مخالفم !  شايد يکی از اختلافات ما يعنی نهضت نجات ملی ايران با شورای ملی مقاومت هم گذشته از اختلاف در مشی مبارزه با رژيم که آنها شيوه مسلحانه را پيش می برند و ما شيوه مسالمت آميز و اصلاح ساختاری رژيم حاضر ، يعنی حذف نهادها و ارگانهای انتصابی که از آن بعنوان مطلقه ياد می کنيم و قصدمان سکولار ساختن حاکميت است ,  بحث خودمختاری بود که شورای ملی مقاومت نيز قائل به آن است !  و مصوبه ای هم در آن ارتباط دارد !  حال با چه شرعيتی آن کار را کرده اند بماند  و اما امروز که ما با چنين مباحثی مخالفيم دليلش راهکاری است که به آن باور داريم که می تواند راه گشا باشد و اساسا حقوق تضيع شده ای در باور ما نسبت به قوم کرد و يا اقوام ديگر متصور نيست تا که راه حل را در فدراتيو و يا خودمختاری دنبال کنيم . از آنجايی که نهضت نجات ملی ايران يکی از دلايل شکل گيريش بيم از تکه پارچه شدن ايران و خلل به چهارچوبه ارضيمان بوده لذا در اصول خود آينده نگری لازم را بعمل آورده و بسهولت بايد اعلام کنيم در شرايطی که حقی از کسی ضايع نگردد چه الزامی و يا محلی به ادعا و يا مطالبات می ماند ؟ اگر در باور نهضت هست كه نظام سياسى كشور بايد سكولار باشد يعنى اساسا بحث مذهب و دين  منتفى است و از سوى ديگر وقتى نگرش حاكميت به بحث دين و مذهب بسويه باشد  و اكثريت موجب تمييز نشود آيا باز اختلافى در آن خصوص خواهد بود؟ و يا اگر رعايت حقوق بشر سر فصل امور قرار گيرد و يا بحث احترام به فرهنگ و ارزشهاى محلى و قومى رعايت گردد و يا تساوى حقوق در آحاد ملت از هر قوم و منطقه  اى كه باشند بطوريكه فرضا يك بلوچ در صورت برخوردارى از شايستگى  قادر به احراز بالاترين مقام كشور گردد كه در انديشه ما همان رييس جمهور است و يا از قومهاى ديگر عرب , لر , كرد .... در چنين شرايطى بر اساس اصول ديگر چون برقرارى تامينات اجتماعى , ديگر چه نيازى به شعارها و بهانه ها مىماند ؟ البته نبايد غافل از اين مفهوم بود همانطور كه در اساسنامه نهضت نيز آمده  کشور ايران که ميهن عزيز ما هست فقط برخوردار از يک ملت بوده آنهم جمع اقوام آريايی می باشد که متشکل از آذری ، کرد ، لر ، خوزی ، بلوچ و پارس .... که مجموعه اين آريايی تباران ايران را شکل داده اند و هيچ نگرش و انديشه ای حال مکارانه و يا سادلوحانه نمی تواند خدشه ای به اين مفهوم وارد آورد که در آنصورت دشمن اين کشور و ملت تلقی خواهد گشت و اما باز گرديم به بحث فدراتيو ، بعنوان کسی که عشقم ايران است و انديشه ام مصالح و منافع عاليه آن از ايام صباوت ، همانطور که از مباحثم در زندان با مهندس اشاره کردم آشنا بوده و امروزه نيز خوب می دانم چه کشورهايی به شکل فدراتيو اداره می شوند و يا در کجاها مناطقی بصورت خودمختار اداره می گردند از همين روسيه گرفته تا هند و يا خودمختاری نخجوان در همسايه گيمان آذربايجان و يا جاهايی ديگر و اما حالا چرا به عراق اشاره نکنيم که همسايه مان است و بهانه اين بحث هم اتفاقا به همين کشور باز می گردد . صحبت اين است که بعد از سقوط صدام وعدههايی به اکراد شمال عراق داده شده مبنی براينکه کشور عراق بصورت فدراتيو اداره خواهد شد !  و حال بحث اين است که آيا چنين شرايطی در صورن محقق شدن می تواند به زيان مصالح و منافع ملی ما ايرانيان و کشورمان ايران تمام شود ؟  که به باور من در يک کلام قبل از پرداختن به تبيين مسئله ، نه !  است . يعنی اگر چنين طرحی پياده شد قدر مسلم کشور ما آسيب نخواهد ديد اگر رژيم آخوندی حماقتی نورزد !  و در صورتی هم که رژيم آخوندی فرو بپاشد و يک نظلم مردمسالار با مشی رعايت منافع ملی روی کار آيد که طبعا چنين فرصتی فوق العاده به سود کشورمان رقم خواهد خورد . حال بپرداژيم به مسئله _ ببينيد !  کشور عراق تحت حاکميت همين صدام سالهاست که بصورت صوری هم که باشد به اکراد شمال عراق خودمختاری عطا کرده است . اگر اشتباه نکنم يک مناسبتی هم به ياد آن روز تحت عنوان 6 آذار دارند و اين موافقت در اواخر دهه 70 ميلادی ( احتمالا 1979 ) از سوی حکومت مرکزی عراق امضا شد و اين عمل عراق از روی ناچاری در مقابله با جنبش ملا مصطفی بارزانی بود که از سوی حکومت وقت ايران تامين و تقويت و حمايت می گشت با آنکه ملا در شمال عراق استقرار نيافت ولی پسرش مسعود بارزانی هم اينک در مناطقی از کردستان عراق مستقر است در کنار جلال طالبانی که وی نيز بخشهايی ديگر از کردستان عراق را تحت سلطه خود دارد . هر دو جريان چه حزب دمکرات بارزانی و چه اتحاديه ميهنی جلال در دوران جنگ 8 ساله از سوی ايران مورد حمايت قرار گرفته اند و در فرصت جنگ خليج و حمله امريکا به عراق بود که در نواحی شمالی عراق مستقر شدند و مدتى بين اين دو طيف سياسى و عشيره اى زد و خوردهايى صورت گرفت كه نهايتا با ميانجى گرى امريكا و تركيه آن برخوردها فروكش كرده اما بحث فدراتيو در كشور عراق به جهت بافت قومى كه نه بصورت سطحى بلكه عمقى نيز است مىتواند محقق شود و عملا چنين پديده اى نيز بر اساس قطعنامه هاى شوراى امنيت در اجراى مناطق ممنوعه پروازى صورت پذيرفته , چه مدار جنوبى كه مناطق شيعه نشين است و چه مناطق شمالى كه اكراد آنجا ساكن هستند . در مناطق جنوب كه شيعه است حزب الدعوه از زمان حاكميت سلطنت در ايران مورد حمايت و پشتيبانى ايران بوده و حال نيز با تحولاتى در آن حزب باز حاكميت آخوندى از آن حمايت مىكند كه البته در سياست منافع ملى خللى بر آن وارد نيست و اصول همان است  در كنار اينكه از شكل گيرى حزب ا... و امل اسلامى عراق ( با امل لبنان اشتباه نشود ) نيز ايران حمايت كرده  و يا نيروهاى بدر را تشكيل داده تحت زعامت حكيم .

آنچه بيشتر خود را نشان مىدهد بيم تركيه از اين مسئله است و علت آنهم نا همگونى است كه آن كشور به جهت فرهنگى و تاريخى با قوم كرد دارد و اين عدم تجانس قومى و ملى در تركيه سالهاست كه آن كشور را عذاب مىدهد و براى مقابله با تهديد شكل گيرى توهم دولت كرد است كه خودمختارى كردهاى شمال عراق را تهديد به هجوم نظامى مىكند ولى مسئله براى ايران متفاوت از اين قضيه است نگاه به فضاهاى كاذب نكنيم كه دشمنان ميهن جوسازى مىكنند و دست به ايجاد فضاهاى كاذب القايى مىزنند كه عامل آنهم به نوعى حاكميت غير مردمسالار در ايران بوده كه چنين بسترى و مجالى را فراهم مىآورد . چرا كه كرد يعنى يك ايرانى اصيل وقتى كه من به كرد و كردستان نگاه مىكنم غرق در ايران كهن مىشوم و آنچه را هم كه در شمال عراق و جنوب تركيه مىبينم پاره اى از تن مادريست كه جدا افتاده , آنچه از ارزشها  و سنن و فرهنگ رايج در قوم كرد هست آيا جز اين است كه نشان از هويت ما ايرانيان دارد آيا كسى مىتواند بگويد كه آن پوشش نشان و رنگ و بوى از پوشش ما ايرانيان باستان ندارد آيا كسى مىتواند منكر مراسم نوروز و مراسم ملى ما كه به نيكى نزد كردها پاسدارى شده است گردد ؟  آيا كسى آتش افروزيهاى چهارشنبه آخر سال را بر بلنداى كوههاى كردستان عراق و تركيه ببيند جز به ايران مىتواند بينديشد ؟ من هميشه به دوستان كردم به شوخى هم كه بود ! مىگفتم من زبان كردى را نه زبان بلكه لهجه مىپندارم !  خب چه فرقى بين روژ و روز است ؟ و يا او و آب !  و يا خوآ و خدا ؟!  كردى لهجه اى از زبان ايرانى است در كنار لهجه هاى ديگر !  ولى آيا اين كردى را مىشود در كنار زبان عربى و يا تركى عثمانى لهجه به حساب آورد و با آنها هم ريشه فرض نمود ؟  پس بايد مسئله كردستان را يك تهديد براى كشورهايى چون تركيه و سوريه و عراق قلمداد نمود و دليل آن هم عدم تجانس اين قوم به لحاظ بافت ملى و تاريخى و فرهنگى با آن كشورهاست !  با اين حال نبايد چندان هم مسئله تحقق كشورى به نام كردستان را در منطقه جدى گرفت هرچند شايد اسراييل در اين راستا شيطنتهايى مىورزد و اقدامات آنها نيز طبعا از نظر تركها دور نمىماند . و اصولا بر خلاف برخى باورها كه مىپندارند امريكا نيز در كنار اسراييل در پى چنين انديشه اى است به عقيده من شكل گيرى چنان پديده اى نمىتواند برآورنده منافع امريكا در منطقه باشد بويژه اينكه تركيه هم پيمان نظامى امريكا در ناتو است هر چند اين هم پيمانى بعد از فروپاشى شوروى سابق اهميت خود را از دست داده ولى مسئله كويت در جنگ خليج و شرايط امروز عراق براى امريكا ثابت كرد كه تركيه هنوز بايد براى امريكا مهم تلقى گردد بويژه اگر بر اين باور باشيم كه معضلات خاور ميانه هنوز به نقطه پايان خود نرسيده !   و مشكلات عديده بسيارى در منطقه وجود دارد كه برخى از آنها به جهت برخوردارى از انرژى فسيلى از اهميت بسزايى برخوردارند مثل عربستان سعودى كه بخودى خود در آينده مشكلاتى را خواهد داشت كه طبعا در آن شرايط كشور تركيه به عنوان يك متحد و هم پيمان قوى براى امريكا كه كشورى مسلمان نيز هست اهميت بسزايى مىيابد . بگذريم از نقش تركيه در اروپا و آينده اش و يا آسياى ميانه !  مخلص كلام اينكه عقل سليم و نگرش از بعد منافع استراتژيك اجازه بازى دولت سازى جديد در منطقه را به قدرتمداران جهانى نخواهد داد .                                                       

دبيركل نهضت نجات ملي ايران

رسول عباسي

  . نجات

_______________________________________________________

 

http://www.nehzat.org

http://www.nejat.info

www.rasul.info

 

nehzatnejat@hotmail.com

nejatmeli@hotmail.com

nehzat2002@yahoo.com

nejatmeli@yahoo.com